تشکر از زحمتهای مامانی زری....
پسر نازم:
مامانی از روز هفتم آبان اومد پیشمون و تا روز دوازدهم تولدت یعنی تا بیستم آبان پیش ما بود و از ما مراقبت میکرد.
مامانی جون واقعا ازت ممنونیم و دستای پرمهرت رو می بوسیم.
رادینم، مامانی با وجود سختی که براش داشت - پادرد شدید و دردهای زیاد زانو - بدون اینکه حتی خم به ابرو بیاره همه سختیها رو به جون خرید و بی منت - مثل همیشه - از ما مراقبت کرد.
چقدر سخته این همه فداکاری و مادر بودن چه عشق بزرگیه برای این همه از خود گذشتگی.
می دونم که هیچ وقت نمیتونم زحمتهاشو جبران کنم
اما امیدوارم بتونم فقط حق فرزندی رو براش به جا بیارم.
خیلی دوستت دارم مامان زری و دستات رو می بوسم.
الهی که خدا سایه ات رو از سرمون کم نکنه......
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تشکر از زحمتهای مامانی زری....
